جبر و اختیار از دیدگاه مولانا + نظر امام در این باره

جمعه, 22 مرداد 1395
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

گزارش شصتمین جلسسه گروه علمی عرفان مجمع عالی حکمت اسلامی با موضوع جبر و اختیار از منظر مولوی

خلاصه بحث

آیت الله حسن رمضانی پیرامون موضوع: «جبر و اختیار از منظر جلال الدین مولوی» به بحث پرداختند.

ایشان ضمن نقل داستانی از شخصی، دیدگاه او را در مورد مولوی اینگونه مطرح کردند که مولوی درباره جبر و اختیار مذبذب بوده است.

ایشان گفتند: از نظر امام (ره) ، حاجی سبزواری، در نهایت به مقام واقعی مولوی و دیدگاه ارزشمند وی دست نیافته است به جهت اینکه سبزواری حکیمی است که حظ عرفانی را نچشیده و در عین حال می خواهد در باب موضوع عرفان سخن بگوید.

از منظر امام خمینی برای فهم دیدگاه ملای رومی چنانچه یک صوفی مرحله ای از کشف صوری داشته باشد امکان پذیر است و می توان مولوی را شناخت. از منظر امام، کسانی که شعر مولوی را جبر می‌دانند عوام می‌باشند حتی اگر سبزواری باشد.

استاد فرمودند: برای فهم حقایق محکماتی داریم و متشابهاتی که باید محکمات را اساس قرارداده و متشابهات را به آن برگرداند. مولوی برخلاف برداشت ناصواب از مولوی تکدّی‌گری را از اولیاء الهی نمی‌پذیرد و نباید بدون توجه به محکمات مثنوی با متشابهات قضاوت نمود.

در بحث جبر و اختیار نیز همین گونه قضاوت ناصواب وجود دارد چون اگر اشعار موهوم در جهان جبر نیز وجود دارد ولی با باز گرداندن آن به محکمات مشکلی پیش نخواهد آمد.

مولوی جبر عامه و جبر خاصه را مطرح می‌کند جبر عامه را محکوم کرده و جبر خاصه را می‌پذیرد و این اشکال ندارد.

تعبیر «لاموثر فی الوجود الا الله» هم در کلام اشاعره وجود دارد و سر از جبر محض در می‌آورد و جبر عامه است و لیکن «لاموثر فی الوجود الا الله» در عرفان، متفاوت از برداشت اشاعره است.

در فضای کلام گفته می‌شود خدا فاعل ما و فعل ماست و ما کاسب هستیم یعنی سرمایه‌ای را که خدا دارد دستمایه کار خویش قرار می‌دهد و این همان توجیهی است که می‌توان از سخنان اشاعره داشت به اینکه ما با اراده خود کسب می‌کنیم در عین حال امر خدادادی است. اینگونه تحلیل قابل توجیه است.

اما در فضای عرفان مسئله جبر سر از فنا درمی‌آورد و مولوی ناظر به مسئله جبر و اختیار هم در فضای عرفان است و هم در فضای اشعری است یعنی با نگاه کلامی شروع می‌کند و با نگاه عرفانی پایان می‌دهد.

استاد رمضانی به جبر و اختیار در دفتر اول و چهارم می‌پردازد و بخش‌هایی از اشعار مثنوی به عنوان شاهد خوانده می‌شود.

بیت 1455 مقداری میل به جبر پیدا می‌کند. امر اختیار وجودی است و اگر وجودی و ایجادی است خداوند در نهاد ما قرار داده است هم چنین ایجاد اراده، ایجاد شرور و یا ایجاد غفلت هم وجودی‌اند این امر در فضای قرآن هم است که قرآن می‌فرماید: «ان تتق الله یجعل له فرقاناً» یعنی رفع موانع فهم تقوا می آورد و حق روشن می‌شود. دفتر 4 از بیت 388 شروع شده و تا بیت 403 اوج می‌گیرد.

از نظر مولوی جبر ممدوح عرفانی ریشه در ذوق عرفان و عشق دارد و جبر مذموم ریشه در کبر کلام دارد.

تنظیم: مجمع عالی حکمت اسلامی

خواندن 5452 دفعه آخرین ویرایش در سه شنبه, 30 شهریور 1395