آیا به نظر عرفا عبادت هر چیزی عبادت خداست؟

جمعه, 22 مرداد 1395
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

اگر کسی بگوید: «عرفا می‌گویند عبادت هر چیزی عبادة الله است و بر اساس بینش عرفانی، ارسال رسل و انزال کتب، عبث و بیهوده خواهد بود و دیگر مرزی بین کافر و منافق و مشرک و مؤمن نخواهد بود چون هر گروه از آنان به شکلی عبادت خاصّ دارند».

 

پاسخش این است:

اساس این اعتراض نفهمیدن یا فرق قائل نشدن بین تفاوت عبادت تشریعی و عبادت تکوینی در کلام و مراد عرفاست.

همه موجودات در سراسر عالم همیشه عبد محض خداوند بوده و به سوی او در حرکت می باشند، همه مخلوقات از جماد و نبات و انسان، چه کافر و چه مسلمان، فطرتاً متوجه به سوی خداوند می باشند و همه طوعا و کرهاً عبادت و بندگی وی مشغول می باشند.

خداوند متعال می فرماید: «إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمنِ عَبْداً».[2] «همه کسانی که در آسمان و زمین می باشند در حال آمدن به سوی خداوند رحمن با حال بندگی می باشند».

این آیه شریفه به عموم خود، مسلم و کافر و مؤمن و منافق، همه را در بر می گیرد و به مقتضای ظهور و به قرینه سیاق، آیه اختصاصی به روز قیامت ندارد،[3] همه در حال توجه و رو آوردن به خداوند می باشند و مملوکیت و عبودیت لازمه ذات آنهاست.

چنانکه درباره خصوص انسان می فرماید: «يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‏ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيه‏». «ای انسان تو با رنج و سختی به سوی پروردگارت در حرکت می باشی و به ملاقات او خواهی رسید».

و بر همین اساس می فرماید: «وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْها»[4] و می فرماید: «لله یسجد ما فی السموات و الارض»[5] و می فرماید: « یسأله من فی السموات و الارض»[6] و می فرماید: «إن من شیء إلا یسبح بحمده»[7] و می فرماید: « له ما فی السموات و الارض کل له قانتون»[8]

از دیدگاه قرآن کریم همه موجودات و همه انسانها (چه مؤمن و چه کافر) برای خداوند سجده می کنند و همه مشغول تسبیح وی می باشند و همه مشغول عبادت و قنوت برای او می باشند و روی نیاز و درخواست به وی دارند.

ممکن است پرسیده شود: پس این همه کفار و ملحدین و بت پرستان و شیطان پرستان و دیگران چه می شود؟ آیا اینها نیز به عبادت خداوند مشغولند؟ و آیا خداوند همان بت و شیطان می باشد؟ جواب این است که عبادت بر دو قسم است: عبادت تکوینی و عبادت تشریعی.

در نظام عالم تکوین و وجود، همه فقط و فقط خداوند را می پرستند و برای وی سجده می کنند و بنده وی می باشند و از دایره اراده و إفاضه وی خارج نمی گردند. همه واله و سرگردان او می باشند و همراه هم، همگی به سوی او در حرکتند که «إلیه المصیر»[9] و «إلی الله ترجع الأمور».[10]

ولی از دیدگاه عالم تشریع و نظام علم و اراده، موجودات دارای اراده و اختیار گاه انسانی که واقعاً فطرتاً و تکویناً طالب خداوند است و به دنبال کمال مطلق می گردد، در هیاهوی این عالم گم شده و مخلوقی محدود را با آن جمال و کمال مطلق اشتباه می گیرد. «ای بسا کس را که صورت راه زد».

موجودی که طالب خداوند است صورتی وی را از راه کمال بیرون می برد و به خود مشغول می کند. او که باید با موجود مطلق و نامتناهی مشغول می بوده و انس می گرفت و در برابر وی به خضوع و خشوع می نشست، به خطا در برابر مخلوقی همچون خود زانوی عبادت می زند و کرنش می نماید و از این رو از رسیدن به آن کمال نامتناهی و نظر بر وجه وی محروم می گردد و کال و نارس از عالم دنیا رخت بر می بندند.

ولی نکته بسیار دقیق اینجاست که این موجود گر چه از صراط مستقیم خارج شده و نسبت به خود راه خطا می پیماید ولی باز هم از عموم «لله یسجد من فی السموات و الارض» و «کل له قانتون» (عبودیت تکوینی) خارج نگشته است. باز هم تحت اراده ازلی الهی بوده و عبد محض وی و مطیع و منقاد وی است.

«طوعاً أو کرهاً» همه موجودات در هر مسیری گام بردارند، باز هم به سوی او در حرکتند و «ءاتی الرحمن عبداً» می باشند و اراده أزلی و قضاء نافذ إلهی همه جای عالم را پر کرده است.

همان کسی نیز که در مقابل بتی سجده کرده است، گر چه تشریعاً مرتکب حرام گردیده و اشتباه می‌کند و در غفلت و جهالت است و گر چه هادیان الهی که خیر او را می طلبند، او را نهی نموده و به عبادت خدا دعوت می نمایند، ولی باز هم در سجده تکوینی به سوی خداوند سجده نموده است و عبد او و مقهور اوست و آن بت و استقلالش جز خیالی و وهمی و «اسماء سمیتموها إنتم و ءاباؤکم» نمی باشد.

بشریت چوب جهل و غفلت خود را خواهد خورد.

از همین رو در هنگامه قیامت که حقایق طلوع نموده و سراب توهمات و خیالات عالم کثرت به کنرا می رود، وقتی از کفار می پرسند، «أین ما کنتم تشرکون من دون الله» در پاسخ می گویند: «ضلوا عنا بل لم نکن ندعوا من قبل شیئاً» آنچه می پرستیم از دست ما رفت بلکه در حقیقت ما چیزی را نمی پرستیدیم.

علامه طباطبایی در ذیل آیه می فرمایند: «می گویند ما پیش از روز قیامت غیر از خدا را نخواندیم و شریکی برای او را عبادت ننمودیم و این عبارت ظهور این حقیقت است که ایشان در دنیا به سراب آن فریفته شده بودند.» [11]

آری، قرآن کریم نه فقط تأکید می فرماید که برّ و فاجر و مؤمن و کافر همگی عبد خداوند و ساجد وی می باشند، بلکه نسبت بندگی و عبادت را با غیر خداوند مطلقاً نفی می فرماید و آن را امری وهمی و پنداری شمرده که در عالم آخرت که ظهور حقایق است ، محو می گردد.

وَ يَوْمَ نحَْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثمُ‏َّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُواْ مَكاَنَكُمْ أَنتُمْ وَ شُرَكاَؤُكمُ‏ْ  فَزَيَّلْنَا بَيْنهَُمْ  وَ قَالَ شُرَكاَؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ* فَكَفَى‏ بِاللَّهِ شهَِيدَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ إِن كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَفِلِينَ‌ * هُنَالِكَ تَبْلُواْ كلُ‏ُّ نَفْسٍ مَّا أَسْلَفَتْ  وَ رُدُّواْ إِلىَ اللَّهِ مَوْلَئهُمُ الْحَقّ‏ِ  وَ ضَلَّ عَنهُْم مَّا كاَنُواْ يَفْترَُون* [12]

«روزی که همگی مؤمنین و کافرین را گرد می آوریم سپس به کسانی که شرک ورزیدند می گوییم: شما در جای خود باشید و شریکانی که برای خدا قرار داده بودید نیز در جای خود باشند و رابطه آنها را از هم می بریم و شرکای ایشان می گویند: «شما ما را عبادت نمی کردید و خداوند برای شهادت بین ما و شما کافی است و حقاً ما از عبادت شما غافل بودیم» در آنجا هر نفسی آنچه را پیش فرستاده است آزمایش نموده و حقیقتش را مشاهده می کند و به سوی پروردگار که مولای حق ایشان است باز گردانده می شوند و آنچه که بر اساس اوهام و أهواء خود افتراء می بستند از دستشان می ورد و گم می گردد».

آری، ظهور آیه شریفه – چنانکه حضرت علامه نیز در المیزان إثبات فرموده اند - [13] این است که حقیقت عبادت هرگز برای غیر خداوند واقع نمی گردد و کسانی که می پندارند مشغول عبادت غیر خدا می باشند در آخرت به بطلان پندار خود واقف می گردند.

آری همه مشکلات از این پندارها و نادانی‌ ها و کج فهمی ‌ها و غفلت ها سرچشمه می‌گیرد.

تفکیک بین عالم تشریع و عالم تکوین و جدا نمودن مسیر حقیقی موجدات از مسیری که در عالم إدراک و إراده خود دارند، از اساسی ترین کلیدهای فهم معارف قرآنی است.

... عرفاء بالله اگر گاه می گویند: «هر کس غیر خداوند را عبادت کند، در حقیقت خداوند را عبادت کرده است» چنانکه خودشان توضیح می دهند، در عبادت اول مراد عبادت تشریعی است و در مورد دوم مراد عبادت تکوینی است. چون موجودات عالم همه مرائی و مجالی خداوند و آیات وی می باشند، و از خود وجود استقلالی ندارند و همه استقلالها وهم و پندار است؛ هر کس به غیر خدا در عبادت تشریعی خود توجه کند، در واقع به خود خداوند روی آورده و باز هم مصداق «ءاتی الرحمن عبدا» می باشد و به عبادت تکوینی وی مشغول است و آن توهم غیریت استقلالی و عبادت غیر خدا، توهمی پوچ و بی واقعیت بوده است و هرگز هیچ موجودی در عالم به سوی غیر خدا روی نمی آورد و بنده غیر او نمی تواند باشد. همگی مسخر دست قدرت اویند و در تحت تدبیر او در حرکتند.

این سخن حق باشد یا باطل، مسلماً معنای آن این نیست که (نعوذ بالله) همه در و دیوار با این تعینات و حدود، همان خداوند نامحدود و نامتناهی می باشند و همه چیز خداست و هر کس بت بپرستد چون بت نیز خداست، پس خدا را پرستیده است! هرگز!! معنای این سخن عالی و بلند این نیست که خداوند عبارت است از مجموعه همین موجودات پیرامون ما، پس هر کدام را بپرستی تفاوتی ندارد و هر کس هر چه را بپرستد خدا را پرستیده است! هرگز!

عرفای بالله نیامده اند تا خداوند را با این تعینات یکی و متحد کنند؛ بلکه آمده اند بی اساسی و سرابی بودن موجودات را غیر از خداوند نشان دهند و استقلال موهوم آنها را که سبب شریک قرار دادنشان برای خدا می شود سلب کنند و بگویند و بفهمانند آنچه در عالم کار می کند و منشأ اثر است خداوند است که از دید محجوبان، در پس این محسوسات پنهان گردیده و فراموش می شود.

بنابراین هر کس به عرفای بالله نسبت داد که آنها بت پرستی و گوساله پرستی را مشروع می دانند و تأیید می نمایند، جز خلاف واقع چیزی نگفته است و منشأ این نسبت ناروا چیزی جز نفهمیدن یا فرق نگذاشتن بین تفاوت اراده تشریعی و تکوینی و عبادت تشریعی و تکوینی نیست.

{jcomments on}

خواندن 4056 دفعه آخرین ویرایش در پنج شنبه, 01 مهر 1395