بیان آیت الله الهی قمشه‌ ای(ره) درباره صوفیه و تصوف

جمعه, 22 مرداد 1395
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

حضرت استاد علامه حسن زاده آملی از استادش مرحوم آیت الله الهی قمشه‌ای (ره) نقل می‌فرماید که:

«به طور كلّى اگر معنى تصوّف و صوفى عالمان ربّانى هستند كه داراى مقام معرفة الله و تخلّق به اخلاق الله و تهذيب نفس به عبادت و رياضت و مجاهده است و مخالفت‏ هواى نفس و تزكيه روح و پاك ساختن دل از عشق و محبت ما سوى الله است و هدايت و تربيت خلق به معرفت و خداشناسى و اخلاق حسنه و علم و عمل خالص و ذكر و فكر در اسماء و اوصاف الهى است و ترك شهوات حيوانى و فضولات دنيوى و احسان و خدمت بى‏ ريا به خلق است و دستگيرى از بيچارگان و اعانت مظلومان و ارشاد گمراهان وادى توحيد و خداشناسى است به حقيقت آنان شاگردان عالى مدرسه انبيا و اين طريقه قرآن و مدرسه قرآن است كه خلق را بر آن دعوت فرموده و پيروى حقيقى چون اصحاب صفه از رسول اكرم و اوصياى اوست صلوات الله عليهم اجمعين.

ليكن بايد دانست كه مصداق تصوّف و صوفى و عارف بالله به اين معنى نادرى را در دوران عالم مى ‏توان يافت مانند زيد و اويس قرن و كميل و ميثم و خواجه ربيع و ابو بصير و هشام حكم و پسر ادهم و امثالهم در زمان ابو نصر و ابو على و ابو الحسن و ابو سعيد ابو الخير و خواجه طوسى و محيى الدين و عارف رومى و سنائى و حافظ و سعدى و شيخ اشراق و صدرا و فيض و حكيم سبزوارى بوده‏ اند و يا اينان خود از آن عارفان و صوفيان صفايند.

اما امروز كه اثرى از آن عالمان عارف صاحب سرّ امام كمتر يافت مى ‏شود خداى ما را به آن خداپرستان واقعى ره نمايد و به مقام شامخ آنان برساند كه آنها انسان حقيقى و خضر و موساى عقل و زنده به آب حيات معرفة الله ‏اند.

و اگر معنى صوفى و تصوّف عبارت از ادّعاى دروغ مقام ولايت است و نيابت خاصّه به هواى نفس و حبّ رياست و خرقه ‏بازى و سالوسى و ريا و دكّان‏دارى و فريب دادن مردم ساده‏ لوح (در عين حال مشتاق معارف حقه) و تشكّلات و امور موضوعه موهوم و القاء اوهام و تخيّلات بر مردم زودباور به ادّعاى كرامات دروغ كه عارف براستى گويد:

صوفى نهاد دام و سر حقّه باز كرد / بنياد مكر با فلك حقّه باز كرد

تا بالنتيجه از لذّات حيوانى و شهوت دنيوى كاملا برخوردار گردند و به افسون و فريب جمعى را گرد خود به نام فقر و درويشى و ارشاد جمع كرده و دكّانى از آيات و اخبار عرفانى و گفتار نظم و نثر بزرگان حكماء و علماى ربّانى باز كنند و حرف مردان خدا را بدزدند براى متاع دكان خود چنانكه عارف قيّومى ملّاى رومى فرمايد:

چند دزدى حرف مردان خدا / تا فروشى و ستانى مرحبا

و آه و ناله‏ هاى شيطانى و نفس‏هاى سرد بى‏ حقيقت كشيدن و خلسه و رعشه ريا و خودنمايى براى آنكه در دلهاى مردم ساده دل جاى گرفته و از دنياى آن بهره گيرند و بر آنها به افسون و نيرنگ ذكر قلبى و سخنان ذوقى القاء كنند و از آخرت و مقامات اولياء و مراتب سعادت روحانى سخن گويند و خودشان جز سعادت مادّى و لذّات فانى بدن دنيوى به جايى معتقد نباشند.

دائم به فكر آنكه ثروتمندى را به دام آرند و از مال او و ارادات او تمتّع و اعتبارى يابند و در مريدان هيچ تأثير كمال نفس و صفاى روح و خداشناسى و خداپرستى و تقوى نداشته بلكه تنها به رعونت و خودپسندى و رياكارى و كبر و نخوت آنها بيفزايند و مردم را از استعداد فطرى توحيد و شوق ذاتى معرفة الله خارج كرده به وادى ضلالت و راه ريا و سمعت كشند و اين‏گونه صوفى در هر دوره بسيار بوده و هستند. ضعف الطالب و المطلوب

گر اين است معنى صوفى، صد نفرين حق بر اين مردم باد كه بدنام ‏كننده نكونامان عالمند. و از حديث حضرت على علیه‌السلام در اصول كافى در بيان تقسيم علماء به علماى حقيقى متّقى خداپرست مخالف هواى نفس كه هادى و خيرخواه و خدمتگزاران معنوى خلقند، و ديگر علماى ظاهرى مدّعى رياكار و مجادل و رياست طلب و طالب جاه و جلال دنيوى كه مضلّ و گمراه‏ كننده مردم‏اند اين دو معنى را كه در تصوّف گفتيم به خوبى توان دريافت. جعلنا الله من العلماء العاملين الربانيّين و اعاذنا الله من شر شياطين الجن و الانس اجمعين بجاه محمد و آله الطاهرين.»[1]


[1] . علامه حسن زاده آملی، هزار و يك كلمه،  ج‏2 ، ص  109   

این گفتگو را هم ببینید (گفتگوی استاد رمضانی درباره صوفیه و تصوف)

{jcomments on}

خواندن 6373 دفعه آخرین ویرایش در پنج شنبه, 01 مهر 1395