آیا بدون عرفان نظری به عرفان عملی می‌توان پرداخت؟

جمعه, 22 مرداد 1395
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

1. آیا برای سیر و سلوک، ابتدا باید عرفان نظری بخوانیم؟ آیا برای عمل نیازمند علم و دانش هستیم؟

پاسخ: باسمه تعالی

حضرت امیر المومنین علی علیه السلام فرمود «العلم امام العمل» که امام را دو گونه می‌شود خواند؛ یکی «اِمامُ» که خبر «العلم» می‌شود و دیگری «اَمامَ» که ظرف می‌شود.

یعنی علم پیشوای عمل است یا علم در جلوی عمل قرار دارد. از این رو شما هر حرکتی بخواهید انجام دهید و هر عملی را بخواهید انجام دهید باید آگاهانه و عالمانه باشد. تا علم و آگاهی نباشد، عمل، عمل نیست. اگر از این دید نگاه کنید، تقدم با علم است یعنی اول باید دانست سپس عمل کرد. اگر عملی بدون آگاهی انجام شود عمل جاهلانه و نادرست خواهد بود.

اما اگر مرادتان از این سخن، عرفان نظری در مقایسه با عرفان عملی است. یعنی انسان، ابتدا عرفان نظری بخواند و سپس وارد عرفان عملی شود یا اینکه بدون عرفان نظری به عرفان عملی می‌توان پرداخت یا اینکه آیا لزومی دارد انسان در کنار عرفان عملی، عرفان نظری هم بخواند یا لزومی ندارد؟

پاسخش این است که عرفان عملی اصل است. آنچیزی که انسان را از حضیض به اوج می‌برد و از فرش به عرش می‌کشاند عرفان عملی است. و در سیر و سلوک لزوما نیازمند عرفان نظری نیستیم و چنین نیست که بدون عرفان نظری، عرفان عملی ممکن نباشد. منتها این کار بدون دستگیری و ارشاد انسان راه رفته، صورت نمی‌گیرد یعنی باید این سیر و سلوک تحت اشراف انسان راه رفته باشد که خود در این مسیر قدم گذاشته و با کمّ و خمّ و منزل و مقامات سیر و سلوک آگاه است، انجام شود. و در اینجا سخن از راهنمایی و ارشاد استاد است.

گاهی از وقتها انسان دسترسی به استاد عارف واصل ندارد چه بسا در این مواقع، توصیه بکنیم که از عرفان نظری کمک بگیرد و عرفان نظری را پس از مباحث فلسفی دنبال کند و بعد از آنکه اجمالا از عرفان نظری اطلاع پیدا کرد با نظر همان استاد عرفان نظری یا با مشورت‌هایی که با دیگران انجام می‌دهد در کنار آن سیر و سلوک عملی را هم شروع بکند.

ما که در خدمت استاد علامه حسن زاده بودیم و دوره های فلسفه را تمام کردیم و شروع به عرفان نظری کردیم همان اوائل عرفان که خدمت ایشان بودیم و شرح فصوص را از ایشان استفاده می‌کردیم به ما فرمودند آقا جان شما باید همگام با این، طهارت خودتان را حفظ کنید، دائم الوضو بوده باشید، بی وضو در درس شرکت نکنید، قرآن را هر روز بخوانید، مسبحات ستّ را برای شبها قبل از خواب سفارش می‌فرمودند و می‌فرمودند آقا دیر می‌شود، بخواهید صبر کنید تا اینها تمام شود بعد شروع کنید دیر می‌شود، همین الان در کنار این درسها و بحث‌ها این را هم داشته باشید.

اگر ما بخواهیم عرفان نظری را بدون عرفان عملی دنبال بکنیم لطفی ندارد.

عرفان نظری صرف، یک مشت اصطلاحات است و به فرمایش حضرت امام رحمة الله علیه، نتیجه اش این می‌شود که انسان می‌شود ابلیس مجلس آرا. رهزن خلق خدا به سوی حق. چون خودت که اهلش نیستی، از طرفی خودت را مطرح می‌کنی و حرف می‌زنی و دیگران را به طمع می‌اندازی بعد که می‌آیند دنبال راه را از شما پی بگیرند یا باید بگویی اهلش نیستم که این زشت است و چرا از اهلش نشدی؟ و اگر هم بگویی بله اهلش هستم، دروغ گفته‌ای و در نتیجه می‌شوی رهزن! اگر انسان رهنما نباشد می‌شود رهزن! با ان شاء الله زبانی که کار درست نمی‌شود. پس باید اهل عمل و سیر و سلوک بود.

2. آیا ما مجبوریم برای رسیدن به عرفان عملی و مقامات آن، حتما فلسفه و عرفان نظری را قوی بخوانیم؟ اگر جواب مثبت است، به چه دلیل؟

پاسخ: باسمه تعالی

نکته اول: فلسفه حرکت فکری در راستای آشنایی با حقایق (هست‌ها و نیست‌ها و بایدها و نبایدها) است که بر اساس عقل و حرکت‌های عقلی و استدلال‌ صورت می‌گیرد.

عرفان عملی، سیر است، حرکت است، شدن است، از قوه به فعلیت رسیدن است. انسان منغمر در کثرات بشود انسان فانی فی الله و باقی بالله .

عرفان نظری یک ابزار است، یک وسیله است برای تبیین راه و رسم عارفان و دستاورد این راه و رسم . عرفان نظری دفاع عقلی و علمی از عرفان و عارف و طریق معرفت است و چون بیشتر با زبان فلسفه صورت می‌گیرد لذا باید فلسفه بدانید تا بتوانید عرفان نظری را خوب بفهمید. 

نکته دوم: اساس و اصل عرفان، عرفان عملی است و عرفان نظری، دفاعی است از این راه و این دستاورد و تبیین مکاشفات نهایی سالکان برای دیگران است.

نکته سوم که پاسخ سوال است: هیچ لزومی ندارد.

البته معنای این سخن این نیست که ما به طور کلی فلسفه یا عرفان نظری را به دست فراموشی بسپاریم. ما لزومش را منکر شدیم . اما اگر کسی فلسفه بداند، عرفان نظری بداند چه برکات و فوائدی دارد سخن دیگری است.

اگر انسان بخواهد جریان طبیعی را پی بگیرد اول باید منطق بخواند، سپس فلسفه و سپس عرفان نظری بخواند تا در عرفان عملی به طور شایسته و بایسته بتواند حرکت کند. اگر به این ترتیب باشد خیلی خوب است. اما باید دانست که اصل عرفان عملی است. اصل سیر معنوی است و چنانکه عرض شد هیچ توقفی به عرفان نظری و فلسفه ندارد.
البته اگر کسی از اهل علم است، طلبه هست، و می‌خواهد از عرفان، دفاع کند و آن را برای دیگران تبیین نماید توصیه می‌کنیم فلسفه و عرفان نظری را بخواند تا هم در عرفان عملی بهتر قدم بردارد و هم بتواند از دستاورد‌های عرفان عملی، دفاع کند.

{jcomments on}

خواندن 4773 دفعه آخرین ویرایش در جمعه, 26 شهریور 1395