شأن و مقام معلم در اسلام

جمعه, 22 مرداد 1395
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

گفتگو با حضرت استاد حسن رمضانی به مناسبت هفته معلم درباره شأن و مقام معلم در اسلام / شأن معلم زنده کردن دلهاست.

استاد حسن رمضانی: استاد مطهری نمونه معلم واقعی بود

 

 

 

متن گفتگوی خبرگزاری فارس با حضرت استاد حسن رمضانی به مناسبت هفته معلم درباره شأن و مقام معلم در اسلام

*معناي تسليت و تبريك در شهادت استاد مطهري

حضرت استاد حسن رمضاني در ابتداي گفتگو با تبريك و تسليت سالگرد شهادت استاد مطهري، درباره علت تسليت و تبريك گفتن به چنين مسائلي گفت: تسليت به اين خاطر كه جامعه علمي و انساني، يك انسان دلسوز، فداكار و دانشمند را از دست داد كه جايگزين كردن او كار ساده اي نخواهد بود، چه سرمايه ها و چه وقتها بايد صرف شود تا شخصيتي مثل شهيد مطهري تربيت يابد. زيرا مرحوم شهيد مطهري از جهات علمي و عملي يك انسان به كمال رسيده و كار آمد بود.

وي افزود: اما از جهتي اين شهادت، مايه تبريك است چرا كه اين شهادت گرچه فقداني براي ما و جامعه ما به وجود آورد لكن خود اين فقدان در مَثَل مانند زكاتي است كه در مالي صورت مي گيرد، ظاهرش فقدان است اما مايه رشد و نمو خواهد شد، وقتي استاد مطهري به شهادت رسيد، مردم، جامعه، حوزه و دانشگاه فهميدند كه چه شخصيتي را از دست دادند، جايگاه او را بهتر شناختند، گاهي خون است كه روشنگري و احيا مي كند و صاحب خود را جاودانه مي كند. لذا با رفتن جسم ظاهري ايشان، شخصيت و انديشه هاي والاي استاد بيشتر جلوه كرد و موثرتر واقع شد.

*انسان در بهترين صورت، خلق شده و بايد به آن مرتبه صعود كند.

استاد حوزه علميه در رابطه با شأن معلم، مقدمه اي بيان داشت و گفت: خلقت، آفرينش و نقشه اوليه انسان، همانطوريكه قرآن كريم تاكيد دارد به صورت احسن تقويم (بهترين شكل) است. «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ أَحْسَنِ تَقْويم»‏ (ما انسان را در بهترين صورت و نظام آفريديم) (تين/4)‏ اين يك نقشه كلي و اساسي است، پازلي است كه در دست خداوند متعال تنظيم شده است. سپس قرآن مي فرمايد: «ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِين»‏ (سپس او را به پايين‏ترين مرحله بازگردانديم) (تين/5) يعني درست است كه انسان را بر اساس نقشه و كادر اوليه به صورت احسن تقويم آفريديم اما او را در عالم طبيعت قرار داديم تا با سير تكاملي و صعودي خود را بالا ببرد. لذا بعد از اين آيه مي فرمايد: «إِلَّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيرُْ ممَْنُون‏» (مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند كه براى آنها پاداشى تمام نشدنى است) (تين/6) كساني كه ايمان آورده و عمل صالح انجام مي دهند در اسفل السافلين نمي مانند و به آن نقشه اوليه مي رسند. به تعبير ديگر، خداوند تبارك و تعالي شخصيت انساني را - در دور نماي كلي - به صورت پازل زيبا، خلق كرد و سپس او را به عالم طبيعت باز گرداند، مثل اينكه قطعات پازل را به هم ريخت تا انسانها اين پازل را با علم و ايمان و عمل صالح تكميل كنند تا به صورت همان احسن تقويمي درآيند كه در نقشه كلي ترسيم شده بودند.

*معلم، انسان را عروج داده و با حقيقتش پيوند مي دهد.


عضو هيئت علمي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي با طرح اين سوال كه چه كسي ما را در تنظيم اين پازل، كمك و هدايت مي كند ؟ گفت: معلم است كه اين نقش تربيتي را در نظام آفرينش به عهده دارد و معلم واقعي و حقيقي خداوند است. «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِى خَلَقَ، خَلَقَ الْانسَانَ مِنْ عَلَقٍ، اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ، الَّذِى عَلَّمَ بِالْقَلَم، عَلَّمَ الْانسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ» (بخوان به نام پروردگارت كه (جهان را) آفريد، همان كس كه انسان را از خون بسته‏اى خلق كرد!، بخوان كه پروردگارت (از همه) بزرگوارتر است، همان كسى كه بوسيله قلم تعليم نمود، و به انسان آنچه را نمى‏دانست ياد داد! (علق/1تا5)

وي افزود: علم، از خداي تبارك و تعالي، تنزل كرده و به مراتب پايين تر رسيده است و بعد از خداوند، كسي كه مي تواند عنوان معلم را داشته باشد انسان كامل است، لذا پيامبر اكرم (ص) و ديگر انبيا و اولياي الهي، همه معلم اند و نيازهاي واقعي انسان را تامين مي كنند و او را رشد داده به كمال واقعي خود مي رسانند.

استاد رمضاني ادامه داد: بعد از آنها، افرادي كه پرورش يافته مكتب انبيا و اولياءاند معلم نام دارند. آنها نيز استعدادهاي انسان را از قوه به فعليت مي رسانند و در رسيدن به هدف، انسانها را كمك مي كنند.

*شأن معلم، زنده كردن دلهاست

استاد عرفان حوزه علميه گفت: از اينجا شأن معلم روشن مي شود و معلم حقيقي كسي است كه استعدادهاي انسان را شكوفا كرده و كمالات بالقوه اش را به فعليت برساند. اين، همان احيا كردن انسانيت انسان است و در حقيقت، معلم آب حيات را كه علم است به اين استعدادها و ريشه هاي تشنه مي رساند و آنها را حيات مي بخشد. همان كه آيه شريفه مي فرمايد: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُم...»‏ (اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامى كه شما را به سوى چيزى مى‏خواند كه شما را حيات مى‏بخشد...) (انفال/24)

وي درباره اين آيه گفت: اين آيه شريفه كاملا گوياست كه پيامبر و اولياي الهي و كساني كه در راستاي تعاليم آنان به انسانها نور افشاني كرده و علوم و معارف مختلف را در دلها پراكنده مي كنند، در حقيقت، آب حيات را به اين استعداد هاي لب تشنه مي رسانند و آنها را از مردگي نجات داده و احيا مي كنند. اين شان معلم است كه درك ارزش آن، فوق تصور ماست.

*همه معلمان داراي مقام احياگري هستند.


استاد رمضاني در ادامه افزود: فرقي ندارد كه معلم در چه مرتبه اي باشد، در مراحل ابتدايي باشد يا در مراحل عالي و نهايي، علوم ديني تدريس كند يا علوم و فنون ديگر، همه آنها اين شان را دارند، همه معلمان داراي شاني ويژه اند، همه آنها احياگرند، همه آنها انسانها را به سوي فعليت هدايت مي كنند. البته اگر در مقام مقايسه برآييم يقينا كسي كه علوم و معارف الهي را در قلبها احيا مي كند و انسانها را با آن حقايق به حيات مي رساند شأن برتر و والاتري خواهد داشت.

وي در توضيح مطالب خود ادامه داد: به همين جهت است كه جامعه ما براي كساني كه تعاليم انبيا و اولياء را ترويج مي كنند جايگاه ويژه اي قائل است و همين مردم در مقام مقايسه، كسي را كه تعاليم ديني و معنوي را ترويج كرده - مانند امام خميني ، علامه طباطبايي و شهيد مطهري - از متخصصان علوم ديگر، برتر و والاتر مي بينند و حتي خود متخصصان علوم ديگر نيز بزرگان ديني را والاتر مي بينند و اين به خاطر ويژگي خاص علوم ديني مي باشد كه با حقيقت انسان به صورت مستقيم در ارتباط است.

محقق و پژوهشگر حوزه علميه قم افزود: لذا درباره كساني كه صاحب علوم و معارف لدني هستند – يعني معصومين - چنين حالتي بيشتر و شديدتر است به طوري كه امثال امام خميني ها، علامه طباطبايي ها، و شهيد مطهري ها در برابر آنها خاضع و مطيع محض مي شوند.

وي گفت: در روايات وارد شده كه: «نحن العلما و شيعتنا المتعلمون» يعني ائمه معصومين (ع) خود را به عنوان عالم، و شيعياني كه در مسير آنها گام بر مي دارند را به عنوان متعلم معرفي كرده اند. پس اگر علما را با ائمه معصومين (ع) مقايسه كنيم، بايد به آنها متعلم بگوييم و اگر با مردم، مقايسه كنيم بايد آنها را عالم و معلم بخوانيم.

رمضاني افزود: همين مقايسه را بين خدا و پيامبران و ائمه نيز مي شود انجام داد كه در اين صورت، خداوند، عالم و معلم است و ائمه معصومين (ع) متعلم مي باشند. شاهدش اينكه خداوند درباره خضر (ع) مي فرمايد: «فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْما» ( بنده‏اى از بندگان ما را يافتند كه رحمت (و موهبت عظيمى) از سوى خود به او داده، و علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بوديم.)‌(كهف/65) يعني خداوند معلم خضر (ع) بود.

*ابليس انسان را هبوط داد اما معلم انسان را عروج مي دهد.

استاد رمضاني ادامه داد: طبق آيات و روايات، ابليس، انسان را وسوسه كرد و موجب شد كه آدم را از جايگاه خود بلغزند و به طبيعت هبوط كند، هنگامي كه هبوط با زمينه سازي شيطان صورت گرفت، انسان به اسفل سافلين آمد پس شيطان، انسان را از مرحله بالا و برتر به پايين آورد. اما معلم بر عكس شيطان، عمل مي كند. معلم انسان را از خاكدان طبيعت به ملكوت سوق مي دهد، هدايت مي كند، و نفوس انساني را در كمالات انساني سير مي دهد.

*استاد مطهري نمونه معلم واقعي بود

حضرت استاد رمضاني با اشاره به جايگاه شهيد مطهري گفت: يكي از معلماني كه براي هميشه ماندگار شد مرحوم استاد مطهري است. ايشان از ويژگي هاي برجسته اي برخوردار بود كه مهمترين آنها كه بسيار پررنگ و برجسته بود زمان شناسي ايشان بود. استاد مطهري، كار را مناسب زمان و اقتضائات زمان انجام مي داد، اينطور نبود كه كارهايش باري به هر جهت باشد يا تنها براي دل خود يا ارضاي حس دروني خود باشد.

وي گفت: استاد مطهري نياز جامعه را نگاه مي كرد، كمبودها را رصد مي كرد و بر اساس آن تشخيص، كارهايش را رقم مي زد.

اين استاد حوزه با بيان اينكه چنين خصوصيتي در كمتر كسي پيدا مي شود گفت: اگر مرحوم شهيد مطهري مثل ديگران بود، كارهايي كه اكنون از او به يادگار داريم زمين مي ماند و اكنون با فقر فرهنگي مواجه بوديم و اين نكته مهمي است، ايشان با كارهايي كه انجام داد خلأ بزرگي را پر كرد، چون تابع تكليف و وظيفه بود، زمان شناس بزرگي بود لذا از همه عناوين كذايي چشم پوشيد و تنها كاري را انجام داد كه نياز جامعه بود، به همين جهت، آثاري از خود به جا گذاشت كه تا فرهنگ و انديشه اي وجود دارد، آثار ايشان در آسمان فرهنگ و انديشه خواهد درخشيد.

*رويكرد كاري شهيد مطهري الهام گرفته از علامه و امام بود.

استاد رمضاني در تحليل شكل گيري شخصيت استاد مطهري گفت: علت اين ويژگي در استاد، اين بود كه اساتيدش يعني علامه طباطبايي و امام خميني چنين بودند. علامه طباطبايي زماني كه وارد حوزه علميه قم شد، در حد مراجع آن زمان بود – اگر نگوييم قوي تر بود - اما دنبال نيازهاي ديگر حوزه رفت و جاي خالي دو مهم را پر كرد، يكي تفسير قرآن و ديگري مباحث عقيدتي و فلسفي.

وي گفت: علارغم مخالفتها و بي مهري هايي كه با علامه شد، ايشان موفقيتهاي بسيار بزرگي به دست آورد كه يكي از آنها تربيت شاگرداني در اين زمينه مثل شهيد مطهري بود.

استاد حوزه علميه قم ادامه داد: بنده در يكي از سخنراني هايم به تفسير الميزان عنوان ناسخ التفاسير را دادم چرا كه علامه با الميزان همه تفاسير سابق بر الميزان را نسخ كرد.

*مقام معظم رهبري عمل صالح را به كار متناسب با زمان تفسير كردند.

وي با اشاره به سخني از مقام معظم رهبري گفت: يادم هست زماني كه مقام معظم رهبري امام جمعه بودند در نماز جمعه عمل صالح را معني و تفسير مي كردند كه فرمودند: عمل صالح كاري است كه متناسب با نيازهاي زمان باشد.

استاد حوزه افزود: يعني اگر در جايي نياز به حرف زدن و روشنگري باشد، عمل صالح همان روشنگري است و اگر در جايي نياز به سكوت باشد عمل صالح، سكوت است. پس نياز زمان است كه صالح بودن عمل را شكل مي دهد و خود رهبري چنين شخصيتي دارند و هميشه طبق نياز زمان حركت مي كنند.

عضو هيئت علمي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي گفت: همچنين استاد ديگر شهيد مطهري، امام خميني بود كه زمان شناسي بزرگ بود، همين ويژگي امام، او را از ديگران ممتاز كرد و اين ويژگي به شهيد مطهري نيز منتقل شده بود.

استاد حسن رمضاني در پايان اين گفتگو تاكيد كرد: مبعوث شدن انبيا نيز متناسب با زمان بود، تفاوت انبيا از يكديگر، تفاوت شرايع و حتي تفاوت معجزات پيامبران به خاطر شرايط زماني بود و به آن شرايط وابسته بود لذا كسي كه كارهايش را براساس شرايط زماني تنظيم كند در راستاي كمالات و فضايل انبيا و اولياء حركت كرده است.

{jcomments on}

خواندن 5269 دفعه آخرین ویرایش در شنبه, 20 شهریور 1395