رابطه شب قدر و انسان کامل/ حضرت زهرا و شب قدر

جمعه, 22 مرداد 1395
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

گفتگوی روزنامه جام جم با حضرت استاد حسن رمضانی پیرامون شب قدر

رابطه شب قدر با انسان کامل / حضرت زهرا، شب قدر است

چرا از انسان كامل، به ليله القدر تعبير شده است؟

 

 

روزنامه جام جم: سال، روزها و ماه‌هاي بسياري هستند كه در دين اسلام و مكتب تشيع به اهميت و قدر و منزلت آنها اشاره شده است و تاكيد شده هميشه اين فرصت‌ها را غنيمت بشمرند؛ روزها و شب هايي مثل عيد قربان، عرفه، عيد مبعث، تاسوعا و عاشوراي حسيني و... اما در ميان همه اين مناسبت ها، شب قدر اهميتي ويژه و استثنايي دارد و هيچ شب و روزي را در ارزشمندي، به پايه آن ندانستند. با توجه به لغت شناسي زبان عرب و نيز با توجه به معارف ديني، لطفا ابتداي بحث معناي لغوي و اصطلاحي شب قدر را بفرمائيد؟

براي قدر، معاني لغوي متعددي از جمله اندازه گيري، منزلت، جايگاه، تنگ كردن و در مضيقه قرار دادن ذكر شده و در اصطلاح، شب قدر، شب تقدير مقدرات است كه بسيار ارزشمند و داراي منزلت و جايگاه رفيعي است. بر اساس روايات، شب قدر، شبي است كه بر اثر كثرت نزول فرشتگان روي زمين، فضا بر افراد تنگ مي‌شود.

البته بايد به اين نكته توجه داشت حقيقت شب قدر در آنچه گفتيم خلاصه نمي شود، بلكه حقايقي وراي اين حقيقت وجود دارد كه بايد در سير معراج معارف به آنان دست پيدا كرد. اين مطلب بر اساس فرموده خداوند متعال است كه فرمود: « و ما ادراك ما ليلة القدر» اين تعبير بيان مي‌كند درك حقيقت شب قدر از عهده هر كسي بر نمي‌آيد.

 

حضرت زهرا،‌ شب قدر است یعنی چه؟

بنابراين آنچه در معناي شب قدر گفته مي‌شود، بر اساس فهم عرف مردم است و نه بر اساس حقیقت شب قدر. لذا بايد براي درك حقيقت شب قدر عميق تر فکر كرد. چنانكه فرمايش امام صادق در اين زمينه راهگشاست كه آن حضرت در حقیقت شب قدر به نقل از تفسیر فرات كوفي می‌فرماید: «الليلة فاطمة و القدر الله فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد أدرك ليلة القدر» حقيقت ليلة القدر حضرت فاطمه است هر كسي وي را درك کرده و بشناسد، شب قدر را درك كرده و شناخته است.» این فرمايش امام، يك رمز و كد براي اهل معناست.

براي توضيح عرض مي كنم در آيه شريفه «انا انزلناه فی لیلة القدر» لفظ «فی» دلالت بر ظرفيت مي کند. یعنی ما قرآن را در ظرفي به نام «ليلة القدر» نازل كرديم.

از طرفي مي دانيم، ظرف در ظرف زمان خلاصه نمي شود، بلكه شامل ظرف مكان مادي و مكان معنوي نيز مي شود.

حال بايد ديد ظرف در اين آيه به چه معناست. به اعتقاد ما، لفظ «فی» در اين آيه علاوه بر ظرف زمان، بر ظرف مكان معنوي نزول قرآن، يعني حقيقتي كه قرآن را در خود جاي داده است و با آن اتحاد و يگانگي برقرار كرده و عين قرآن شده است دلالت مي‌كند و آن حقيقت، چيزي جز حقيقت انسان كامل كه قرآن ناطق و عين قرآن است، نيست.

بنابراين انسان كامل، خود به تمامه، شب قدر است و جمله امام صادق (ع) درباره جده بزرگوارشان حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها با اين صورت بندي و اين تفسير قابل فهم است.

 

چرا از انسان كامل، به ليله القدر تعبير شده است؟

«ليله» كه به معناي شب در برابر روز است، حقيقتش خفا و اختفا و فقر و فقد و فنا در برابر نور، روز و ظهور است.

اين كلمه اشاره دارد به حقيقتي كه در برابر حق تعالي، فقر محض و فاني است و خودبيني ندارد و به اعتباري خودي در كار نيست و انسان كامل در برابر حق، اين گونه است. يعني شيء ثاني در برابر حق نيست، بلكه خليفه و مظهر اوست، لذا اطاعت از او، عين اطاعت از خدا و عصيان در برابر او، عصيان در برابر خدا و بغض و حب او، عين بغض و حب خداوند است.

ما اين معاني را از كلمه «ليله» مي‌فهميم كه مفيد معناي خفا و ستر است و اين ليله به «قدر» اضافه شده كه به معناي منزلت است و اين «قدر» چيزي جز «حق» نيست كه عين قدر و منزلت و بزرگي است، چون خدا ، عين عظمت است و «ليله» به معناي انسان كاملي است كه به اين حقيقت اضافه شده است.

بحث جبر و اختیار و مقدر شدن اعمال انسان در شب قدر

بحث از جبر و اختيار انسان در سنت اسلامي بويژه در كلام و فلسفه اسلامي سابقه طولاني دارد. عده اي‌ از متكلمين اسلامي جانب جبر را گرفته اند و برخي ديگر ديدگاه اسلامي را به اختيار نزديك تر دانستند.

شيعيان نيز هر چند از اختيار محض حمايت نكردند اما جبر محض را نيز صحيح ندانستند. و « امر بين الامرين » را پاسخ صحیح به این پرسش دانستند كه در هر صورت مويد جبر محض نيست و به نوعي و در محدوده اي‌ از اختيار انسان حمايت مي كند اما در اينجا و در ارتباط با شب قدر يك مساله وجود دارد.

 

آيا با توجه به بحث تقدير و مشخص شدن سرنوشت انسان در اين شب و معاني شب قدر، تناقضي ميان قدر و اختيار انسان وجود ندارد؟

قطعا تناقضي ميان اين دو نيست، چون تقدير يعني اندازه گيري و قضا يعني حكم و در مجموع، قضا و قدر به معناي آن است كه اگر مساله اي اندازه اش فلان قدر باشد، حكمش فلان حكم خواهد بود. بهتر است براي تبيين اين مساله، به ساختار و تجهيزات كامپيوتر اشاره كنيم كه يك مهندس كامپيوتر، تمام آنچه را در توان يك دستگاه است، محاسبه و اندازه گيري كرده و نتايج مترتب بر آن را نيز مشخص مي كند و در اختيار كاربر قرار مي دهد و اين كاربر است كه نتيجه نهايي را با توجه به اراده، توانايي و استعداد خود بر صفحه مانيتور ظاهر مي‌سازد.

قضا و قدر الهي در نظام عالم هم به اين منوال مشخص شده و مي شود، اما در كنارش علم و اراده و لياقت انسان نيز ضميمه شده است. تاكيد بر دعا و راز و نياز در شب قدر مانند تاكيد بر تلاش و كوشش ارگانهاي متعدد و مختلف موقع تخصيص و تعيين بودجه است كه هر كدام براي مشخص كردن استحقاق و نياز خود و رساندن آن به گوش مسئولان، تمام تلاش خود را می‌كنند.

در شب تقدير مقدرات نيز انسان بايد با تلاش و كوشش و عبادت خدا، لياقت و استحقاق خود را ظاهر كرده و از فيض و فيوضات وتقديرات الهي بهره مند شده و مقدرات را به نفع دنيا وآخرت خود رقم بزند.

 

 

گفته مي‌شود يكي از سه شبي كه در ماه مبارك رمضان به عنوان شب‌هاي احياء ناميده مي‌شود، احتمالا شب قدر است ولي احتمال بعضي شبها از بعضي ديگر بيشتر است. آيا درباره تعيين شب قدر، ميان شيعه و اهل تسنن اختلافي وجود دارد؟

همان طور كه مي‌دانيم با توجه به روايات شيعه، شب‌های مختلفی همچون 15، 19، 21، 23 و 27 برای اين شب ذكر شده، اما آنكه از شهرت برخوردار است، همين سه شب 19، 21 و 23 است و توجه ائمه، استفاده از هر سه بوده است لكن اهل تسنن، تمركزشان بر شب 27 ماه رمضان است و معتقدند شب قدر شب 27 است.

 

 

از اختلاف شيعه و سني درباره اين مساله كه بگذريم، اصلا به طور قطع هيچ شبي به عنوان شب قدر معرفي نشده است. حكمت اين عدم تبيين و عدم معرفي اين شب از سوي پيامبر و ائمه اطهار (ع) چه مي تواند باشد. آيا بنا بر مقاصد عملي تعمدا توسط پيامبر اكرم و ائمه اطهار، اين شب نامعلوم مانده است؟

همان طور كه مي دانيم حتي اين شب در زمان پيامبر و ائمه (ع) با وجود اتصال آنان به منبع وحي، تعيين نشده بود هر چند ائمه (ع) در بعضي مواقع بر شب 23 تاكيد بيشتري داشتند، ولي با توجه به سيره آن بزرگواران، اهتمام آنان اين بوده است كه مومنان در هر سه شب به احياء بپردازند و به نظر مي رسد عمدا نخواسته اند يك شب را به طور دقيق مشخص كنند، چرا كه مومنان از اين فيض در چند شب محروم مي‌شدند.

من حتي بعضي افراد را ميشناسم كه براي درك فضيلت بيشتر از شب 19 تا 23 ماه مبارك، هر پنج شب را به احياء و عبادت و شب زنده داري مي پردازند و من عرض مي كنم اگر براي مردم دشوار نبود و موجب محدوديت و محذوريت نمي شد، احتمال زيادي وجود داشت كه ائمه (ع) به تمام شبهاي ماه رمضان براي احياء و عبادت تاكيد مي كردند.

آنچه مسلم است شب قدر نسبت به مابقي ايام سال، همچون يك قله به حساب مي آيد كه وقتي انسان به قله رسيد، ناگهان از قله به سمت پايين سرازير نمي شود، بلكه براي مدتي آنجا اطراق مي كند تا از شرايط ويژه و امتيازات فوق معمول آب و هوايي آنجا بيشترين استفاده را بكند.

مومنان نيز با سير مراحل عبادي در ماه مبارك رمضان به قله شب قدر مي رسند و چند شبي را آنجا اطراق مي كنند و سپس سرازير مي شوند. لذا شب قدر به صورت محتمل مطرح شده تا بهره وري بيشتري صورت بگيرد.

 

چرا اينقدر در روايات بر شب زنده داري تاكيد شده و آيا صرف بيدار ماندن موضوعيت دارد؟

اين كه بر شب زنده داري و بيدار ماندن تاكيد شده است، صرف بيداري منظور نيست، بلكه منظور اصلي و اساسي حضور است و مراد آن است كه شخص خودش را در معرض وزش نسيم رحمت ويژه الهي قرار دهد و از آنها استفاده كند، چنانچه در روايتي آمده است که «ان لربكم في ايام دهركم نفحات الا فتعرضوا لها» براي پرودگار شما در ايام زندگي تان نسيم هايي است. مترصد آن باشيد كه خود را در معرض آن نسيم ها قرار دهيد و از آنها بهره ببريد.

 

آيا ميان همزماني شبهاي قدر با شهادت امام علي(ع) رابطه خاصي وجود دارد؟

ظاهر قضيه اين است كه قبل از شهادت امام، اين ايام و شب ها وجود داشته است. خوارج نادان چون كشتن امام (ع) را يك عبادت تلقي كرده بودند، خواستند آن را در يك شب با فضيلت انجام دهند و به همين دليل 19 ماه مبارك را انتخاب كردند. اين ظاهر قضيه است، اما به نظر مي رسد اين قضيه داراي باطني نيز باشد.

 

به عنوان سوال آخر، شب هاي قدر چه كاركردهاي فردي و اجتماعي در جامعه دارد؟

شب قدر، شب قرب به خدا، قرب به انسان كامل و قرب به قرآن است و همه اين تعابير، به رغم تفاوت ظاهري، نمايانگر يك حقيقت بيشتر نيستند.

خدا به عنوان حقيقت، انسان كامل به عنوان آيينه اين حقيقت و قرآن به عنوان نسخه كتبي از انسان كامل به هم پيوسته اند و انسان در اين شب بايد به اين سه حقيقت به هم پيوسته قرب پيدا كند. پايين ترين درجه آن، قرار دادن قرآن بر سر است و بالاتر از آن اين است كه شخص تحت پوشش فيض قرآن قرار بگيرد و تمام شئون زندگي او قرآني شود و بالاتر از همه، اين است كه انسان، قرآن را به دل كند و با ظرف قرآن شدن، يكپارچه قرآن شود.

{jcomments on}

خواندن 4862 دفعه آخرین ویرایش در یکشنبه, 21 شهریور 1395