حقیقت دعا

جمعه, 22 مرداد 1395
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

متن گفتگوی یکی از سایتهای خبری با حضرت استاد رمضانی درباره دعا و حقیقت آن

* لطفا در ابتدا به عنوان اولین سئوال به جایگاه دعا در آیات و روایت اشاره کنید ؟
دعا در آیات و روایات جایگاه ویژه‌ای را به خود اختصاص داده است و در رأس همه این نصوص ، آیه شریفه «ادْعُونی‌ أَسْتَجِبْ لَکُم» خود نمایی می‌کند.
در این آیه شریفه حق تبارک و تعالی امر به دعا کرده است گرچه امر، دلالت بر «مطلق مطلوبیت» دارد، اما اگر قرائنی همراه آن باشد دلالت بر وجوب می‌کند و این آیه از این موارد است و با توجه به قرائنی که همراه است  دلالت بر وجوب می‌کند ، چرا که در ادامه آیه می‌فرماید: «إِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی‌ سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ»[۱] کسانی که از عبادت من سر باز بزنند (که بر حسب مورد مراد از عبادت همان  دعاست) مسیر ایشان به جهنم خواهد بود، یعنی سر باز زدن از دعا و تکبر ورزیدن در دعا منتهی به دخول در جهنم خواهد شد و این قرینه دلالت بر وجوب دعا دارد.
یا در آیه دیگر می‌فرماید: « قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُکُمْ » [۲] اگر دعای شما نباشد، خداوند به شما اعتنایی ندارد، اگر ما نیازمند اعتماد به خداوند هستیم که در واقع نیازمند هستیم، ناگزیر از روی آوردن به دعا می‌باشیم  و این هم قرینه دیگر بر وجوب دعاست.

* آیا دعا صرف طلب حوائج از خداست یا اینکه ماهیت دعا با ماهیت طلب حوائج از خدا متفاوت است؟
گر چه در قالب ادعیه، ما از خداوند طلب حاجت می‌کنیم، اما معنای این مطلب، آن نیست که دعا همان طلب حاجت است، دعا یعنی “خواندن” و به طرف حق تبارک و تعالی رو کردن است، وقتی می‌گوییم ”  دعا زید عمرواً ” یعنی زید، عمرو را خواند، پس “دعا” به معنی  “خواندن” و “روی آوردن” است، اما “طلب حاجت”  معنای “سئوال” است ، آیه  شریفه « وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ » [۳] ناظر به سئوال است  و آیه «ادْعُونی‌ أَسْتَجِبْ لَکُم» ناظر به دعا ست؛ بنابراین، این دو مقوله ازهم جدایند.
در اوائل دعای ابوحمزه ثمالی آمده است: « الحمد لله الذی أدعوه فیجیبنی.. »سپاس پروردگاری را که وقتی او را دعا می‌کنم دعای مرا اجابت می‌کند و نیزآمده است: «..الحمد لله الذی أسأله فیعطینی.. » [۵] سپاس پروردگاری را که وقتی از او چیزی را طلب  می‌کنم  به من عطا می کند.
در اینجا هم دعا از سئوال تفکیک شده است، پس حقیقت دعا به معنای «روی آوردن» به خدا و یاد کردن و خواندن اوست وسوال  کردن از او هم به معنای طلب حاجت از اوست؛ البته ما گاهی در بین  دعا،  عرض حاجت هم می‌کنیم.
و به بیان دیگر می‌توان گفت: بین دعا و سئوال نسبت عموم و خصوص مطلق است یعنی «کل سئوال دعا دون العکس» یعنی گاهی اوقات دعا؛ صرف دعاست و سئوالی نیست، مثلاً امیر المومنین علی علیه‌السلام به درگاه الهی عرضه می‌دارد: «إِلَهِی کَفَی بِی عِزّاً أَنْ أَکُونَ لَکَ عَبْداً وَ کَفَی بِی فَخْراً أَنْ تَکُونَ لِی رَبّاً أَنْتَ کَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِی کَمَا تُحِبُّ » [۶]  ” خدایا  درافتخار من همین بس که من بنده توام و در عزت و شرف من همین بس که تو رب منی، تو همانگونه‌ای که  من می‌خواهم، پس مرا آنگونه قرار ده که خود می‌خواهی ”
سراسر این مناجات، دعاست ؛ هر چند در آخر از خداوند درخواست می‌کند که مرا آنگونه قرار ده که خود می‌خواهی، ولی اگر خوب دقت شود می‌بینیم این فراز هم  در حقیقت دعاست، گرچه در صورت و شکل “سئوال” مطرح شده است، در حقیقت مي‌گوید: سئوال من بی سئوالی است، یعنی من چیزی نمی‌خواهم جز آنچه خود می‌خواهی.
پس گاهی اوقات دعا صرف دعاست، صرف خواندن حق تعالی و مناجات با اوست بدون آنکه سوالی مطرح باشد، ولی سوال  بی دعا ممکن نیست،  چون شما اگر بخواهید حاجتی از حق تعالی درخواست کنید، لازمه‌اش خواندن اوست، مثلاً اگر می گویید:  « اللهم انی اسئلک » ؛ خدایا از تو سئوال می‌کنم در اینجا گر چه  “اسئلک” مطرح است، اما قبل از آنکه “اسئلک” مطرح باشد “اللهم” مطرح است “بار خدایا ای پروردگار من” و این دعاست و پس از دعا سئوال مطرح شده است، پس “سئوال” بدون “دعا” ممکن نیست، اما دعای بدون “سئوال” ممکن است.
در جاهایی  که سئوال و دعا با هم هستند، آن هم دو گونه است؛ گونه نخست: اولا و بالذات دعاست و ثانیا و بالعرض سئوال است؛ یعنی مطلوب اولیه دعا کردن است و سپس بالتبع و بالعرض سئوالی هم مطرح می‌شود و گاهی برعکس می‌باشد، یعنی اولا و بالذات سئوال است و ثانیا و بالعرض دعاست، آنچه از انسان‌های کامل صادر شده است، از نوع اول است، یعنی غرض و هدف اولی ایشان دعاست و در کنار آن سئوالی هم مطرح شده است،  اما انسان‌های معمولی اولا و بالذات طلب حاجت دارند، اما چون بدون دعا طلب حاجت ممکن نیست از روی اضطرار و ناچاری دعا هم می‌کنند.

* فرق دعا و نجوی چیست؟
دعا غالبا علنی و آشکاراست و گاهی سری ودرونی، ولی  نجوی همیشه آهسته و سری است.
* لطفاً به آثار تربیتی دعا اشاره کنید
به طور کلی  می‌توان گفت: دعا خود یک کلاس تربیتی است ؛ در روایات آمده است « الدَّاعِی بِلَا عَمَلٍ کَالرَّامِی بِلَا وَتَر» [۷] کسی که دعا می‌کند، اما در راستای بر آورده شدن خواسته‌هایش قدمی بر نمی‌دارد، مثل کسی است که تیر را در چله کمان گذاشته است، اما کمان او زه ندارد آیا کمان بی زه می‌تواند تیر را به سوی هدف پرتاب کند؟! یقینا نمی‌تواند.

* جنبه تربیتی بعضی از ادعیه ماه مبارک رمضان را تشریح نمایید؟
در قسمت اعمال مشترکه ماه مبارک رمضان آمده است، کسی که این دعا را بخواند خداوند تمامی گناهان او را تا روز قیامت می‌بخشد « رُوِیَ عَنِ النَّبِیِّ ص أَنَّهُ قَالَ مَنْ دَعَا بِهَذَا الدُّعَاءِ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ بَعْدَ الْمَکْتُوبَةِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ هُوَ اللَّهُمَّ أَدْخِلْ عَلَی أَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ اللَّهُمَّ أَغْنِ کُلَّ فَقِیرٍ اللَّهُمَّ أَشْبِعْ کُلَّ جَائِعٍ اللَّهُمَّ اکْسُ کُلَّ عُرْیَانٍ اللَّهُمَّ اقْضِ دَیْنَ کُلِّ مَدِینٍ اللَّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ کُلِّ مَکْرُوبٍ اللَّهُمَّ رُدَّ کُلَّ غَرِیبٍ اللَّهُمَّ فُکَّ کُلَّ أَسِیرٍ اللَّهُمَّ أَصْلِحْ کُلَّ فَاسِدٍ مِنْ أُمُورِ الْمُسْلِمِینَ اللَّهُمَّ اشْفِ کُلَّ مَرِیضٍ اللَّهُمَّ سُدَّ فَقْرَنَا بِغِنَاکَ‌ اللَّهُمَّ غَیِّرْ سُوءَ حَالِنَا به حسن حَالِکَ اللَّهُمَّ اقْضِ عَنَّا الدَّیْنَ وَ أَغْنِنَا مِنَ الْفَقْرِ إِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدِیرٌ » [۸]
نخستین سئوالی که به ذهن می‌رسد این مطلب است که آیا با خواندن یک دعای کوتاه می‌توان تاوان یک عمر گناه را داد؟ و آیا این امر معقول است ؟! جواب این است که آری و نه !
“نه” به این خاطر است  که اگر دعا صرف خواندن باشد و حرکتی در راستای آن  صورت نگیرد، این امر معقول نیست. زیرا چگونه می‌شود با خواندن یک دعای کوتاه به آن ثواب‌ها رسید؛ و اما ” آری” به این خاطراست که اگر دعا بود و حرکت در راستای آن صورت گرفت، چنین مطلبی درست و قابل قبول است؛ مثلاً اگر در قسمتی از این دعا می‌گویی : «اللَّهُمَّ أَدْخِلْ عَلَی أَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ» خدایا بر اهل قبور، سرور وارد کن؛ به معنی این است که به یاد گذشتگان و اهل قبور مسلمین باشیم و برای شادی ایشان هدیه‌ای بفرستیم و برای ایشان خیرات داشته باشیم و خداوند اینگونه سرور را بر اهل قبور وارد می‌کند، چقدر ما  در ماه مبارک رمضان به یاد گذشتگان خودمان هستیم و در این مسیر حرکت می‌کنیم، آیا به صرف گفتن وخواندن  این دعا این سرور محقق می‌شود؟! یا  در فقره بعد که می‌گوید: «اللهم أَغْنِ کُلَّ فَقِیرٍ» خدایا همه فقرا را  بی نیاز کن ؛ چگونه این دعا محقق می‌شود؟ راه تحقق این دعا این است که به بی نیاز شدن فقرا کمک بکنیم و اینگونه  است که «اللهم أَغْنِ کُلَّ فَقِیرٍ» محقق می‌شود، آیا ما اینگونه بوده‌ایم؟ واینگونه ایم؟
باز در فقره بعد می‌گوییم : «اللَّهُمَّ أَشْبِعْ کُلَّ جَائِعٍ» خدایا همه گرسنگان عالم را سیر بفرما ؛ چقدر ما در این مسیر حرکت کرده‌ایم؟ و اگر در این مسیر حرکت کنیم، می‌دانید چه افتخاری را ‌توانسته‌ایم در جهان برای جامعه مسلمانان  ثبت کنیم؟ یا در بخش دیگری از این دعا می‌خوانیم : «اللَّهُمَّ اشْفِ کُلَّ مَرِیضٍ» خدایا  همه بیماران را شفا عنایت کن، چقدر ما در ریشه کن کردن مرض و شفا یافتن مریضان حرکت کرده‌ایم؟ کدام نسخه نیازمندی را تهیه کرده و به او داده‌ایم؟
حضرت رسول به مناسبت حلول ماه رمضان در خطبه شعبانیه [۹] مطالبی فرموده و سفارشاتی دارند که همه یا اکثر در راستای مضامین همین دعای معروف است،  این دو در یک مسیر قرار دارند و اصولا ادعیه ما را به سوی  این حقیقت که « الدَّاعِی بِلَا عَمَلٍ کَالرَّامِی بِلَا وَتَر» [۱۰] سوق می‌دهند، امیدواریم حق متعال همه ما را موفق به اینگونه دعا کردن بفرماید.

* در پایان اگر خاطراتی از بزرگان علما در زمینه ماه مبارک رمضان دارید بفرمایید؟
اهتمامی که بزرگان در این ماه داشته‌اند نیاز به بیان ندارد، امام راحل در ماه مبارک رمضان همه ارتباطات معمولی خود را تعطیل می‌کردند و شهر الله ایشان واقعا شهرا الله بود، مَثَل ماه رمضان مَثَل یک چشمه گوارای شیرین در یک صحرا و بیابان خشک است، همانطوری که  حرکت  در بیابان  و گرد و غبار آدمی را تشنه و آلوده می‌کند و  صحرا نورد تشنه وآلوده وقتی که  به چشمه  آبی برسد هم خود را پاکیزه می‌کند و هم تشنگی خود را رفع می‌کند وهم استراحت کرده وتجدید قوا می کند  وخود را برای ادامه سیر و حرکت آماده می سازد،  ما هم مثل همان تشنه‌ وآلوده  وخسته  که در طول سال هر طور می‌خواهیم حرکت می‌کنیم و اهل مراقبه و مواظبت نیستیم، ناگهان به  چشمه پاک و خنک  و زلال رمضان می‌رسیم و باید قدر دان این چشمه باشیم و از شرایط و امکانات فراهم آمده حد اکثر استفاده را بکنیم. عملا بزرگانی مثل امام راحل و علامه طباطبایی و علامه حسن زاده آملی اینگونه با این ماه برخورد کرده و می‌کنند و توشه‌ها بر می‌گرفتند و می‌گیرند.
[۱] – غافر  آیه ۶۰
[۲] – فرقان آیه ۷۷
[۳] – نساء ؛ ۳۲
[۴] – غافر  آیه ۶۰
[۵] – ‏مصباح ‏المتهجد ص : ۵۸۲
[۶] – بحارالأنوار ج : ۷۴ ص : ۴۰۲
[۷] – وسائل‏ الشیعة ج : ۷ ص : ۱۴۵
[۸] – مستدرک‏ الوسائل ج : ۷ ص : ۴۴۷
[۹] – وسائل‏ الشیعة ج : ۱۰ ص : ۳۱۳
[۱۰] – وسائل‏ الشیعة ج : ۷ ص :  ۱۴۵

{jcomments on}

خواندن 4056 دفعه آخرین ویرایش در یکشنبه, 21 شهریور 1395